غـرور کاذب چیست و راهکارهای غلبه بر غرور کاذب کدامند؟

غرور داشتن به ميزان بیش از حد و کاذب آن یعنی این که شخصی نوعی حس خود برتر بینی دارد و تصور ميکند که از تمام اطرافیان خود سرتر هست و دچار نوعی گستاخی در ارتباط خویش با سایرین ميشود .
بیش تر افرادی که دچار غرور کاذب هستند متوجه رفتار نادرست خویش با سایرین نمی شوند و فکر ميکنند زیرا از اطرافیان خویش برتر هستند میتوانند هر رفتاری را با آن ها داشته باشند. این گروه از اشخاص ارزش های دیگران را نادیده می گیرند و از دوستان خویش دور میشوند .

غرور کاذب در واژه به مفهوم: فریفته شدن و گول خوردن است. غرور از صفت های رذیله هست که سبب ميشود انسان بدنبال اعمالی رود که موافق هوای نفسش است.

غرور درصورتی که به مفهوم پذیرش و باور کردن کلیه ی قابلیت ها، توان مندی ها، استعدادها و نقطه ضعف های خود باشد خوب است.

در صورتی داشتن غرور مناسب است که شخص خویش را ذلیل و خوار نکرده و همان طور که براي سایرین ارزش و احترام قائل هست انتظار داشته باشد که سایرین به حریم و شخصیت او احترام بگذاردند.

شخصی که دچار غرور کاذب ميشود خویش را به علت داشتن عقده و حقارت های خود، بالاتر از آنچه که هست می بیند.

شخص دچار غرور کاذب خودرا برتر از دیگران دیده و فخرفروشی ميکند .

منشا غرور کاذب:

1- جهالت ؛ یعنى اعتقاد قلبى فرد به اینکه عمل وی خیر و صلاح است، در حالى که در واقع چنين نیست.

2- وسوسه ‏هاى شیطانى، پیروى از هواى نفس و شهوات.

3- پیروى از خشم و انتقام‏جویى

4- دوستى دنیا و دنیا طلبى.

ممکن است فردى مغرور باشد ولى اصلا دچار غرور کاذب نگردد و بعد از ارزیابى ‏ها و قابلیت‏هاى خویش، آن ها را فضل و رحمتى از جانب خدا بداند و عامل اساسى آنرا به خدا نسبت دهد در اینصورت ديگر هواى نفسى باقى نمى ‏ماند تا دچار غرور کاذب شود.

اگر انسان با بهره مندی از توانایی ها اعمالی راانجام دهد و آن اعمال را بزرگتر از آنچه که هست عنوان نماید و انجام داده ها را بیش از آنی که بوده نمایان سازد و همواره خویش را قادرتر از آنی بداند که هست هیچوقت بخود واقعی و سپس خویش حقیقی دست نیافته و در بند شیطان مسیر هوای نفسانی را پی می گیرد و دچار غرور کاذب ميشود .

دانستم انسان هرقدر به معرفت دریافت هایش رسیده باشد کم تر دچار غرور کاذب میگردد و هرقدر تنها به دربافت ها اندیشیده و هیچوقت در جهت درک دریافت حرکت ننماید در مسیر غرور کاذب حرکت نموده و این حرکت وی را از خویش حقیقی دور و دورتر می نماید.

والدین وسواسی، متوقع و عیب­جو، معمولاً ورزشكارانی با غرور كاذب تربیت می­كنند. این والدین بعدها در قالب مربی هم می­توانند خودنمايي كنند. در واقع ، مربیان پرتوقع هم می­توانند ورزشكاران مغرور پرورش دهند.

روان­شناسان با توجه به عوامل مختلف، به سه جنبه­ غرور كاذب اشاره می­ كنند:

غرور خودمدار: این جنبه، همان است كه در تعریف های اولیه روی آن تاكید كردیم، یعنی ورزشكار در مورد خود توقعات بالایی دارد و از شكست می­ترسد.

غرور دیگرمدار: اشخاص مغرور معمولاً نه تنها خودشان، بلكه سایرین را هم آزار می­كنند. یك مربی یا یك كاپیتان مغرور و متوقع می­تواند با ارزیابی های سخت­گیرانه ­اش، عزت­ نفس تمام بازیكنان را خدشه دار كند.

غرور القا شده توسط اجتماع: این شرایط، بیش تر به مطبوعات و تفكر عامه مردم در توقع از یك ورزشكار یا یك تیم بر می­گردد. در واقع ، ورزشكاران مغروریی كه در یك جامعه پرتوقع زندگی می­كنند، مدام از تایید نشدن توسط مطبوعات و افكار عمومی در هراسند.